Sunday, June 26, 2011

شرح حال آریو برزن سردار رشید ایرانی



شرح حال آریو برزن سردار رشید ایرانی



آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین ، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها یا کردها می دانند.

(( اسکندر مقدونی)) در سال ۳۳۱ پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران ، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه ، پایتخت ایران روانه این شهر گردید . اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد :بخشی به فرماندهی (پارمن یونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوی پارسه روان شد وخود اسکندر با سپاهان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه)رادر پیش گرفت ودر تنگه های در بند پارس(برخی آنرا تنگ تک آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید.

در جنگ در بندپارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی آریوبرزن دربرابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند وسپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریوبرزن وپاسداران تنگه های پارس گذشتن سپاهیان اسکندر ازاین تنگه های کوهستانی امکان پذیر نبود. ازاین رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان درجنگ ترموپیلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بیراهه وگذراز راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نگهبانان ایرانی رساند وآنان رادر محاصره گرفت.

آریوبرزن با ۴۰سوار و۵هزار پیاده ووارد کردن تلفات سنگین به دشمن ، خط محاصره را شکست وبرای یاری به پاتخت به سوی پارسهPersepolice شتافت ولی سپاهیانی که به دستور «اسکندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش ازرسیدن او به پایتخت،به پارسه دست یافته بودند.آریوبرزن با وجود واژگونی پایتخت ودر حالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود،حاضر به تسلیم نشدوآنقدر درپیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه یارانش از پای در افتادندوجنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.

لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت .

بر پایه یادداشتهای روزانه "کالیستنسCallisthenes " مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت (۲۱ مرداد) سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای این کشورگشای ستمگر مقدونی در پیشروی به سوی "پرسپولیس (پارسه)" پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه

کوهستانی صعب العبور (دربند پارس) با یک هنگ از ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی سردار «آریوبرزنAriobarzan رو به رو و متوقف شدند و این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، لبنان، شام، فلسطین، ترکیه، یونان، بابل و شوش را پیشازاین از دست ایران تصرف و در سه جنگ پیدرپی، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده دلیر آن نیز در نبردی نابرابر برخاک افتاد.

مورخ اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در گاوگاملا Gaugamela (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در "گاوگاملا" داریوش سوم فرار نکرده بود ارتش ایران نیز که درحال پیروز شدن بر ما بودند ؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم بهسوی شمال شرقی ایران فرار کرده بود و « آریوبرزن » در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.



البته باید توجه داشت که ارتش ایران کاملا قافلگیر شده بود و داریوش سوم در لحظاتی بود که امکان کشته شدنش میرفت و میدانست که در آن لحظات تاریخی بقای ایران به بقای او بسته است چه کشور بی شاه تن بی سر است و برای نجات جان خود و ایران مجبور شد صحنه ی جنگ را ترک کرده و بگریزد



دلاوری های آریو برزن، یکی از درخشانترین و تحسین برانگیزترین بخش تاریخ میهن ما را تشکیل می دهد و نمونهای از جان گذشتگی ایرانی در راه میهن را منعکس می کند.

آریو برزن و مردانش ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس در برابر ارتش خشایارشا در ترموپیل، که آن هم در ماه اوت روی داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسکندر آغاز کرده بودند. اما شوربختانه تفاوت میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی



«آریو برزن» در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از «آریو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.چرا؟

اگر به فهرست درآمدهای توریستی یونان بنگریم خواهیم دید که بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عکس در کنار مجسمه لئونیداس برای یونان هرسال میلیونها دلار درآمد گردشگری داشته است. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به کشورهایشان می برند: ای رهگذر، به مردم لاکونی ( اسپارت ) بگو که ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت کرده باشیم( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد). لئونیداس پادشاه اسپارتی ها بود که در اوت سال ۴۸۰ پیش از میلاد، دفاع از تنگه ترموپیل در برابر حمله ارتش ایران به خاک یونان را برعهده گرفته بود.


آریو برزن و مردانش جان بر کف نهادند تا پایتخت میهنشان به دست اسکندر گجسته نابود نشود، آنان جان دادند تا اسکندر مقدونی از پلکان قدرت و عظمت تخت جمشید بالا نرود؛ اما ویرانه های آنهم خبر از بزرگی، عظمت و اصالت تمدن و فرهنگ ایرانیان باستان می دهد ــ تمدن و فرهنگی که رسالت پاسداری از آن تکلیف بی چون و چرای هر ایرانی و ایرانیتبار است. تا این ستون های سر به فلک کشیده که میراث مشترک همه ایرانیان (از آذری و فارسی گرفته تاکرد و بلوچ، ازسیستانی و مازندرانی گرفته تا گیل و لر، از …) است بر جای باشند، ایران هم باقی خواهد بود ــ به همان گونه که در ۲۶ قرن گذشته یونانیان، رومیان، تازیان،ترکان مهاجم ماوراءالنهر(فرارودان) ، مغولها و استعمارگران اروپایی نتوانستند آن را و فرهنگش را از میان بردارند.




کنون گویمت رویدادی دگر زتاریخ دیرین این بوم وبر

چواسکندرآمد به ملک کیان یکی گرد فرمانده قهرمان

به ایرانیان داد درس وطن در این ره گذشت از سروجان وتن

که فرزند نام آور میهن است مر آن شیردل آریو برزن است

چو اسکندر آهنگ ایران نمود همه آگهان را هراسان نمود

جهانگستری فکر وسودای او جهانگیری اندیشه و رای او

چو موج شتابنده میراند پیش بشد کار دارا به سختی پریش

سر انجام, دارا در آمد زپا از این بار شد پشت ایران دو تا

بسی شهرها را سکندر گشود به جز پارس, چون راه دشوار بود

گذرگاه او تنگه ای بود تنگ دو سویش همه صخره و کوه و سنگ

همه سنگها بود ره ناپذیر همه صخره هایش کهنسال و پیر

در آن تنگه سردار ایران سپاه بر اسکندر و لشکرش بست راه

چو کوهی سر افراشت بر آسمان که تا ره بود بسته بر دشمنان

پس از روزها پایداری و جنگ پس از هفته ها کارزار و درنگ

سکندر نیارست از آن ره گذشت بکارش فرو ماند و درمانده گشت

سر انجام فکری سکندر نمود پی چاره تدبیر دیگر نمود

بگفتا به سردار ایران سپاه که بگذر ز پیکار و بگشای راه

ببخشم تو را بر همه مهتری از این پس تو سردار اسکندری

ولی آریو برزن پاکدل پی پاس این خاک و این آب و گل

به اسکندر از خشم پاسخ نداد چو کوهی فراروی او ایستاد

سرانجام نابخرد گمرهی به دشمن نشان داد, دیگر رهی

چو اسکندر از تنگه آمد فراز ز نو آریو برزن چاره ساز

گران پاتر از صخره های بلند بپا ایستاد اندر آن, تنگ بند

بدین گونه ره بر سکندر ببست بر او آشکار و مسلم شکست

بدانست جز مرگ در پیش نیست ورا تا عدم یک قدم بیش نیست

چو نزدیک شد لحظه واپسین به میدان آورد گفت این چنین:

((بدان ای سکندر پس از مرگ من پس از ریزش آخرین برگ من

توانی گشایی در پارس را نهی بر سرت افسر پارس را

به تخت جم و کاخ شاهنشهان قدم چون نهی با دگر همرهان

مبادا شوی غره از خویشتن که ایران بسی پرورد همچو من))

چو اسکندر این جانفشانی بدید سرانگشت حیرت به دندان گزید

به آهستگی گفت با خویشتن که اینست مفهوم عشق وطن

اگر چند آن آریا مرد گرد پی پاس ایران زمین, جان سپرد

ولی داد درسی به ایرانیان که در راه ایران چه سهل است جان!



آریوبرزن(Ario Barzan) با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد. و عده ی بسیاری از دشمن را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.و چون از محاصره بیرون آمد خواست به کمک پایتخت شتابد و آن را قبل از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. امّا لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند.درین هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد.

از جان گذشته به صفوف مقدونی زد و چندان جنگید تا خود و همراهانش شرافتمندانه به خاک افتادند. پس از این پارس به آسانی به چنگ اسکندر می‌افتد.ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بود. اودر نبردبا اسکندر شجاعانه جنگید و او یکی از دلیران ایرانی بود.

بر پایه یادداشت های روزانه «کالیستنس» (Callisthenes)، مورخ رسمی اسکندر (در ۳۳۰ پیش از میلاد)، نیروهای کشورگشای مقدونی در پیشروی به سوی «پارسه» (پایتخت آن زمان ایران)، در منطقه کوهستانی «دربند پارس»، با گروه ۱۲۰۰ نفره ای از ارتش ایران – به فرماندهی سردار «آریو برزن» – روبرو و متوقف شدند.

آریو برزن، با وجود واژگونی پایتخت و در حالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود، حاضر به تسلیم نشد؛ و آن قدر در پیکار با دشمن پا فشرد که گذشته از خود او همه یارانش از پای در افتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریو برزن به خاک افتاده بود.

آریو برزن و مردانش ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس در برابر ارتش خشایارشا در ترموپیل، که آن در ماه اوت روی داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسکندر آغاز کرده بودند. اما میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی «آریو برزن» در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از «آریو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست!!!

وطن را لاله های سر نگون است زیاد آریو برزن غرق خون است

ایران سرزمین جاودانگی چرا که جان داده است در راه آزادگی هرگز نرود زیر یوق بیگانه بدین سادگی

مانده جاودان یا با زور سرنیزه و شمشیر و زوبین و یا بهر گیری ز خرد فرهنگ و دانش مردمان پاک دین

به راستی که هیچ جاودانگی وجود ندارد مگر زان که بهای اشا خویش بپردازد و این میهن پرداخته چه فراوان که پاینده مانده این گونه آسان.

همواره باید بر پای نهال آب ریخت تا در ختی پر مایه شود این ابر درخت که نام ایران باشد بداده است خون های فراوان بر پای نهال خویش که اینگونه چون سروی بلند رو به آسمان ایزد و نیزه ای در چشم دشمن ماندنی شده است.که نخستین خون را بچه شاه سیامک پاک بداد است در راه میهن و واپسین را جوانان نیک سرشت در ۸ سال جنگ تحمیلی و نابرابر تا بدرخشد نام این بوستان در جهان آری ایران جاودانه بمان که جاودانگی شایسته ی توست .

یکی از این جاودانگان جان باخته آریو برزن آزادی خواه است که مرگ به جنگ را به از زندگی به ننگ دانست و درود بر روان اندیشه ی پاک او که در زمانی که داریوش سوم یکی پس از دیگری شهر ها ی مادر زمین را راه می کرد و پا به فرار گذارده بود در پی آن شاه بی تدبیر گجسته مقدونی ایران را ویران می کرد فریاد آزادی ایران بر افراشت و شکست سختی بر وجود سپاه آن جهان خواه به وجود آورد.

همان هنگام که ایران زمین باز بی یاور شد سوشیانتی دگر سر بر آفراشت و فریاد آورد

دریغ است که ایران ویران شود کنام پلنگان و شیران شود

زمانی که آگاهی یاوت که مقدونی جهان خواه از شوش به راه افتاده تا از راه اهواز و بهبهان (استان خوزستان کنونی ) به سوی پارس رود. آریو برزن با ۲۵ هزار تن از همرزمان خویش به بند پارس رفته در آنجا کمین کرده و چشم به راه دشمن سرزمین مقدس ایران ماند.در بند پارس این دلیر ان چنان گر مابه ای از خون بپا کردند که اسکندر گجستک نخستین شکست خویش را پذیرفت.و هنگامی که آن چوپان یونانی ناآگاه راه پنهان را به اسکندر نشان داد و مقدونی آریو برزن را دور زد و محاصر کرد باز فر یاد این آزاده گان این بود



همه روی یکسر به جنگ آوریم جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

همه سر به تن کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم

همه یکدل و یک زبان به قلب سپاه مقدونی تاختند و حلقه ی محاصر را شکستند و در آن دم که پیام آمد که پارسه در خطر است وی باز به سوی پایتخت شتابان روان شد به سوی همان جنگ نابرابر راهی که پایانش را نیک می دانست آری پارسه مقصدی که دلیر مرد تاریخ ما هر گز به آنجا نرسید چرا که مقدونی ها که به فرمان گجستک چندی پیش در راه پارس بودند راه بر ژنرال سر افراز ایران بستند و در جنگی که مقدونی ها چیرگی نفری داشتند آریو برزن و یاران میهن خواهشان یکا یک بر زمین افتادند تا هر زمان که ما دشتی از لاله را ببینیم به یاد آن دلیران و همه ی جان باختگان درراه ایران باشیم وبه احتذرام همه ی شهیدان رنگ زیبای سرخ را بر پر چم بیفزاییم یاد آریوبرزن های این دیار گرامی راهشان پاینده

چو ایران نباشد تن من مباد بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

آریو برزن و مردانش ۹۰ سال پس از ایستادگی لِیونیداس در برابر ارتش خشایار شا در ترموپیل ، که ان هم در ماه اوت روی داد مقاومت خود را به همانگونه در برابر اسکندر آغاز کرده بودند که مورخان برای آن فصلی تحت عنوان "آریو برزن لست ستند " باز کرده اند ، فصلی که خواندن آن مخصوصا برای هر ایرانی میهن دوست غرور افرین و هیجان انگیز است . اما فرق میان مقاومت لِِیو نیداس و ایستادگی آریو برزن در این است که یونانیان در ترمو پیل ، در محل بر زمین افتادن لیونیداس ، یک پارک و بنا یادبود ساخته و مجسمه او را بر پا داشته و اخرین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد ، ولی از آریو برزن ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست . اینک خوب است که سازمان میراث فرهنگی سپاس از ژنرال آریو برزن را سرلوحه برنامه های خود قرار دهد . اگر به فهرست در آمد های توریستی یونان بنگریم خواهیم دید که بازدید از بنای یادبود و گرفتن عکس در کنار مجسمه لیونیداس برای دولت یونان هر سال صدها میلیون دلار درآمد گردشگری داشته است.

تلاش برای مصادره اپوزیسیون توسط فرقه رجوی

در پائین سخنرانی یکی از اعضای بلند مرتبه ی سازمان مجاهدین خلق رو میبینید.
من یک سری نکات رو از این سخنرانی قرار دادم و میخوام بخونید و قضاوت کنید که چه کسی خود را اپوزوسیون میداند ..

مصاحبه با آقاي محمد محدثين ” سايت ملف ۲۹/۳/۹۰

" اپوزيسيون ايران از بيشترين اذعان بين‌المللي و تأييد جهاني در قبال آرمانش در رويارويي از رژيم آخوندي برخوردار است به‌طوري‌که وقتي در پاريس بزرگترين گردهمايي خودش را برگزار کرد همراهي محافل پارلماني کشورهاي مختلف اروپايي را به‌دست آورد. . "

در اینجا میبینیم که این عضو بالامرتبه ی سازمان مجاهدین خلق اپوزوسیون را در سازمان مجاهدین خلق تعریف میکند !
انگار نه انگار که جنبش سبز و سلطنت طلبان و فدایی و دیگر گروه ها در مبارزه با رژیم قرار دارند و انگار نه انگار که این جنبش سبز بود که در سال 88 میلیونها انسان را به خیابان کشاند نه سازمان مجاهدین خلق و یا مریم و مسعود رجوی !

مقاومت ايران راه‌حلهاي زيادي را مطرح کرده است از جمله رفتن به کشور ايران به شرط اين‌که سازمان ملل به‌صورت مکتوب و از طرف مقامات ايران تضمين کند که آنها مورد پيگرد قرار نخواهند گرفت و صليب‌سرخ بر اين موضوع نظارت داشته باشد. يک راه‌حل دوم هم وجود دارد که آن قبول ساکنان اشرف از طرف کشورهاي دموکراتيک به‌عنوان پناهندگان سياسي است تا آنها به اين کشورها منتقل گردند اما راه‌حل سومي هم وجود دارد که آنها در خانه‌اي که خودشان با دستان و پول خودشان ساخته‌اند و بياباني را به شهري مدرن با خدمات لازمه تبديل کرده‌اند باقي بمانند. اخيراً پارلمان اروپا پروژه‌يي را براي جابجايي ساکنان اشرف به کشورهاي اروپايي و يا آمريکا مطرح کرد، ما از اين طرح استقبال کرديم به شرط آن‌که جامعه جهاني جلوي مالکي را بگيرند تا بار ديگر به آنها حمله نکرده و آنها را نکشد

مقاومت ایران ..
اپوزوسیون ایران ..
قوی ترین اپوزوسیون ..
تنها اپوزوسیون ..
این کلمات اغلب برای ما آشنا هستند , کلماتی که بوسیله ی آنها مبارزه ی ملت آزادی خواه ایران ( خواه از قشر اصلاح طلب و سلطنت طلب و دیگر گروه ها ) مصادره به یک فرقه ی خاص با افکاری خطرناک می شود .
چه اصراری است که اعضای بلند پایه ی سازمان مجاهدین خلق تن به آزادی اعضای زندانی در اشرف نمیدهند ؟!
چرا در زبان اماده پذیرش هستند و بستن اشرف را خوب توصیف میکنند اما در عمل با این موضوع مبارزه می کنند ؟!
چرا با جدیت به دنبال این نیستند که اروپا و امریکا جایگاه زندانیان بی گناه اشرف باشد و انها ازادانه به زندگی خود ادامه دهند و مبارزه کنند ؟
سازمان مجاهدین خلق چرا اپوزوسیون را مصادره میکند ؟
این سازمان چرا کلمه ی مقاومت و مبارزه را مصادره می کند ؟!
آیا به واقع اپوزوسیون در سازمان تروریستی مجاهدین خلق تعریف می شود ؟!
قضاوت با شماست .

Wednesday, June 22, 2011

من فروشگاه هایپراستار اماراتی را تحریم خواهم کرد

من به حمایت از ژان والژان ایرانی دیگر از فروشگاه زنجیره ای هایپر استار خرید نخواهم کرد و این فروشگاه اماراتی را تحریم خواهم کرد .. همین ..

Monday, June 20, 2011

آقای سارکوزی , دولت فرانسه , کمکهایت به خمینی و سازمان مجاهدین خلق را از یاد نخواهم برد

جناب آقای سارکوزی , دولت فرانسه
هنوز کمک های بی پایان شما از خمینی را فراموش نکرده ایم , هنوز ساپورتهای مادی و امنیتی شمارا از خمینی فراموش نکرده ایم.
و امروز دگر بار شاهد همان کمکها به سازمان مجاهدین خلق هستیم.
این را به یاد بسپارید که ملت آزادی خواه ایران هرگز هم کاسه گی و کمک های شما به خمینی و سازمان مجاهدین خلق را که دستش آلوده به کشتار مردم بیگناه و همدستی با صدام الوده است از یاد نخواهد برد.
اگر این هدف را دارید که خمینی دیگری با اسم مسعود را به ما بچپانید کور خوانده اید , این را آینده ی ایران به شما خواهد فهماند...

Saturday, June 11, 2011

22 خرداد و لینکهای داغ مجاهدین خلق

چند روزی هستش که دوستان مجاهد ما به شدت دست بکار شدن , نمیدونم چرا !
توی این چند روز مهم که الان چند ساعت بیشتر برای ما وقت نمونده تا بتونیم تبلیغات کنیم و هماهنگیهارو نهایی بکنیم اقایون مجاهد یادشون افتاده لینکهاشون رو فله ای داغ بکنند و بیارند صفحه ی اول , گرچه با منفی های متعدد مواجه میشند اما همون یه لینک این دوستان میتونه باعث رفتن یه لینک از 22 خرداد به صفحه ی بعد بشه یا باعث بر هم خردن تمرکز بشه.
توی عکسهای زیر میبینید که همین الان سه لینک کاملا مسخره تو صفحه ی لینکهای داغ از این گروه دیده میشه.
اقایان و خانمهای مجاهد لطف کنید و رعایت کنید , اینطوری به نفع خودتونم هست , قطعا شما میتونید با حضور ما در 22 خرداد طبق معمول اپوزوسیون رو به خودتون ببندید !!
پس لطفا و خواهشا رعایت کنید , دوستانی هم که موافق این بودند که خبرهایی جز خبر 22 خرداد رو بایکوت کنیم لطفا این مورد رو هم به بایکوتهاشون اضافه کنند.



Friday, June 10, 2011

22 خرداد , حصر "میرمان" را خواهیم شکست

یادش بخیر , انگار همین دیروز بود , سال 88 , چه روزایی بود اون روزا ..
هیچوقت روز دستگیریم رو فراموش نمیکنم ..
روزی که با تمام وجود شعار میدادم , تنها روزی که تونستم از ته دل فریاد بزنم که حضور دارم و در مقابل زورگویی می ایستم .
اون روز بود که برام یه حس و حال دیگه ای داشت .
اون روز بود که اتفاقا دیگه ترسی از تنفس گاز اشک آور نداشتم , برام عادی شده بود و طبق معمول دیگه نیاز نبود که با دود سیگار سوزش چشمام رو التیام بدم.
اون روز بود که یه در تازه ای روی زندگیم باز شد و با گوشت و پوست و استخوون یاد گرفتم که چطوری برای مملکتم باشم و برای خاک و میهنم ایستادگی کنم و کتک بخرم.
اون روز بود که عصرش رو هیچوقت از یاد نمیبرم , عصری که بازجویی مقدماتی ازمون شد !
اون روز هر جُرم نکرده ای رو بهم چسبوندن , نوش جونم ..
اما من باز میام
بخاطر بازجوم میام
بخاطر اونی که دستگیرم کرد میام
برای مهندس میام
میام تا جمعیتمون میلیونی بشه , تا حصر مهندس رو بشکنیم .
ما برای حضور میلیونی میایم , برای شکست حصر مهندس ..
خودت رو آماده کنچماق دار
موتورت رو آتیش کن
باطومت رو برق بنداز
اما این رو بدان
من با یک گل سرخ و با یک شعار و با یک آرم وی به سراغ تو میام ..
آماده باش
VVVVVVVVVVVV

Tuesday, June 7, 2011

مهندس عزیز , برکناریَت مبارک

چه خوب شد که مهندس رو از شورای انقلاب فرهنگی کثیفشون برداشتن ..
چه خوب شد که خامنه ای مستقیم خودش عقده اش رو خالی کرد و مهندس رو برکنار کرد ..
چه خوب شد که دیگه مهندس پولی از این منصب های حکومتی نمیگیره ..
ایراد نداره , اما دیکتاتورها این را بدانید که 22 خرداد روز ماست , میدانم از آن روز به وحشت افتادید ..
بدانید حضورمان میلیونی است ..
بدانید در آن روز برای شکست حصر مهندس می آئیم , هر آنچه در توان دارید بگذارید زیرا ما دیگر کوتاه نمی آئیم

Friday, June 3, 2011

هم اکنون ا.ن در حال زریدن است ...

هم اکنون ا.ن در حال زریدن در حرم خمینی است .. جمعیت هم دائم میخوان شعار بدن اما مانع میشه .. این سخنرانی رو سیمای میلی نشون داره میده و صدای افراد حاضر در مجلس هم کم شده تا صدای شعارها به گوش نرسه.

حرکات مشکوک در سایت دنباله و احتمال انتقال آنها به بالاترین

الان که داشتم توی دنباله گشت میزدم شاهد حضور و گشت زنی فله ای افرادی بودم که از "امام" و این خزعبلات لینک میزدن و جالبتر این بود که مشائی رو مرتضی آوینی دوم نامگذاری کرده بودن !
برام خیلی جالب بود.
تعدادشون حدود 16 و 17 تا بود و همگی فله ای به هم مثبت میدادن !
من حس میکنم این دامنه ی فعالیت ها بزودی به سایتهای دیگه الجمله بالاترین که یه پایگاه مهم از طرف این ساندیس خورای بی مصرف محسوب میشه کشیده میشه.
پس باید مراقب بود و این دار و دسته ی کثیف مشائی رو خنثی کرد.
دوستان بگوش باشید و آماده که طبق معمول با کمک هم بالاترین رو از هجوم حفظ کنیم.





Wednesday, June 1, 2011

شورای هماهنگی راه سبز امید در حال خیانت به جنبش سبز است

بیانیه ای که در مورد حضور مردم در روز 22 خرداد بود به نوعی افتضاح شورا در جهت فراخوانهای مردمی بود که غیر قابل انکار و چشم پوشیه .
واقعا این چه جور فراخوانیه که در اون مردم باید به ظلم ها سکوت کنند و هر چه میزنندشون سکوت کنند و دسته گل تحویل بدن ؟!
مگر ما بی غیرتیم یا ترسو هستیم یا در اقلیت هستیم که بریم تو یه تیکه ی پیاده رو و آروم سرمونو بندازیم پائین و دم نزنیم ؟!
دلمون خون شد بس کشتند و زدند و بردند و سکوت کردیم.
بس نیست ؟!
شورای هماهنگی راه سبز امید , ایا شما اومدید برای هماهنگی و فعالتر کردن جنبش سبز یا نابودی کامل جنبش ؟!
والا صفحات ساده ی فیس بوک از شماها فعال تر و بهتر فعالیت میکنند و تصمیم گیری میکنند.
مردم واقعا بر مبنای چه بیانیه ای جون خودشون رو به خطر بندازند ؟
به شدت نا امید و دلگیر شدم از این بیانیه